شبکه مجازی خیرین کشور
  •   دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
حمایت بانک سامان از بازارچه خیریه زنجیره امید             هزینه 200 میلیارد تومانی تامین اجتماعی برای بیماران دیابتی             شرایط متولی وقف             احداث بیمارستان 50 تختخوابی سرطان بابل با همت انجمن نیکوکاری سرطان             مشاوره حقوقی وقف             به زبان سعدی             ایجاد ۱۲۶ هزار فرصت شغلی توسط کمیته امداد در سال گذشته             آکسفام             جرس قافله…             هزینه کرد سالانه ۴۰ هزار میلیارد تومان در امور خیرو عام المنفعه             پزشکان بدون مرز             همدلی             اعتبار ۱۵ میلیارد ریالی خیر شهرضایی برای نذر اشتغال             شرایط و نحوه نظارت سازمان اوقاف در موقوفات خاص             آنچه باید درباره قوانین وقف بدانیم             آغاز به کار شبکه ملی موسسات نیکوکاری و خیریه در آینده نزدیک             جایگاه وقف و امور خیریه در قوانین اساسی ایران و مصر             قوانین وقف            

مشاوره حقوقی وقف – مشاور با وکیل وقف

تعریف لغوى وقف

کلمه وقف در زبان فارسی به معنى ایستادن، توقف، حبس کردن، منحصر کردن چیزى، به کسى است .

 تعریف وقف در قوانین

ماده ۵۵  ق . م (منظور قانون مدنى)(مشاوره حقوقی وقف) میگوید: وقف عبارت است از این که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود، منظور از حبس نمودن عین مال نگاه داشتن عین مال از نقل و انتقال ، و همچنین ، از تصرفاتى که موجب تلف عین گردد زیرا مقصود از وقف ، انتفاع همیشگى موقوف علیهم ، از مال موقوفه است ، و بدین جهت هم آن را وقف گفته اند . منظور از تسبیل منافع ، واگذارى منافح در راه خداوند، و امور خیریه و اجتماعى میباشد.

بند ۷ الحاقى به ماده یک قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف مقرر میدارد:

اثلاث باقیه ، محبوسات ، نذور، صدقات و هر مال دیگرى که به غیر از وقف براى امور عام المنفعه  و خیریه اختصاص یافته در حکم موقوفات عامه است و چنانحه فاقد متولى و متصدى باشد با اذن ولى فقیه تحت اداره و نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه قرار خواهد گرفت .

همانطور که ملاحظه میشود اموالى را میتوان وقف نمود که با حفظ اصل آن ، امکان بهره بردارى از منافعش وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، اقلام مصرف شدنى مانند میوه یا گندم یا برنج که با استفاده از آنها عین مصرف میشود، قابل وقف نیست .(مشاوره حقوقی) اما اموالى مانند ظروف، میز، صندلى، ساختمان ، باغ و زمین قابلیت وقف دارند.

  انواع وقف

وقف از یک جهت به وقف عام و خاص، تقسیم میشود:

الف) وقف عام : وقف عام وقفى را گویند که راجع به جهات عامه باشد.

مثل مساجد، مدارس و هرچه از این قبیل باشد.

وقف عام یا شامل جهت است ، و مصلحت عام را در نظر دارد ، مثل وقف بر مسامد، پل ها و مدارس، و یا شامل عنوان عام است ، مثل فقرا و ایتام . به تعبیر دیگر میتوان گفت وقتى مالک مال منقول قابل دوام یا ملکى را براى کارهاى عمومى و عام المنفعه وقف میکند وقف عام میباشد.

ب) وقف خاص : وقف خاص وقفی است که اختصاص به افراد معینى به طور تعقب داشته باشد مثل وقف بر اولاد و احفاد . به عنوان مثال ، مالکى مال غیر منقول یا مال منقول قابل دوام را وقف میکند تا فرزندان او از منافع مال بهره ببرند که این عمل را وقف خاص گویند. از یک جهت دیگر، وقف را به انتفاع و منغعت تقسیم میکنند. به عنوان مثال اگر مالکى زمین خود را وقف کرد تا در آن مدرسه بسازند یا خانه خود را جهت احداث حسینیه وقف نمود این عمل را وقف انتفاع گویند .(مشاوره حقوقی) اما اگر مالکى چند باب مغازه یا باغ یا ساختمان را وقف نمود تادرآمد آن را متولى وصول کند و براى کمک به ایتام یا روضه خوانى یا درمان بیماران هزینه نماید این اقدام را وقف منفعت مینامند.

در مقررات اوقاف ، آن دسته از موقوفاتى که توسط متولیان اداره میشود غیر متصرفى  و موقوفاتى که ادارات اوقاف به قائم مقامى متولى اداره میکنند را متصرفى مینامند .

در برخى منابع انوع دیگرى از تقسیم وقف را ذکر میکنند که ضرورتى به بیان آنها نیست و تنها باید بدانیم که اگر قصد واقف جهات عمومى و عام المنفعه بود، وقف عام است و اگر براى فرزندان و فرزند زادگان باشد ، وقف خاص تلقى میشود.

 به طور کلی بعضی از احکام وقف را می توان در موارد زیر مورد بررسی قرار داد

اگـر کـسـى چـیـزى را وقف کند، از ملک او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و کسى هم از آن ملک ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشکال ندارد.

اگرشخصی ملکى را براى وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست.

کسى که مالى را وقف مى کند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را براى همیشه وقـف کـنـد، و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده، صحیح نیست و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست .وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانى را وقف کند که عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید

وقـف کـننده باید دارای این شرایط باشد: مکلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند، بنابر این سفیه (یعنى کسى که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف مى کند) (مشاوره حقوقی وقف) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزى را وقف کند صحیح نیست.

وقف کننده اگر مالى را براى بچه اى که در شکم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف کند، صـحـت آن مـحـل اشـکـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند، ولى اگر براى اشخاصى که فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها براى کسانى که بعدا به دنیا مى آیند وقف نماید، اگرچه در موقعى که وقف محقق مى شود در شکم مادر هم نباشند، مثلا چیزى را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوه هاى او باشد و هر دسته اى بعد از دسته دیگر از وقف استفاده کنند، صحیح است.

وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانى را وقف کند که عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.

وقف کننده اگـر براى چیزى که وقف کرده متولى معین کند، باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند، و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد، اخـتیار با خود آنان است، و اگر بالغ نباشند اختیار با ولى ایشان است، و براى استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست.

وقف کننده اگر ملکى را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد، در صورتى که براى آن ملک متولى معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است.

وقف کننده اگر ملکى را بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف کند که هر طبقه اى بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده کنند، چنانچه متولى وقف آن را اجاره دهد و بمیرد، اجاره باطل نـمـى شـود، ولـى اگـر مـتولى نداشته باشد و یک طبقه از کسانى که ملک بر آنها وقف شده، آن را اجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند، (مشاوره حقوقی وقف) چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نکنند، اجاره بـاطل مى شود. و در صورتى که مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مى گیرد. اگـر کـسـى چـیـزى را وقف کند، از ملک او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و کسى هم از آن ملک ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشکال ندارد.

 اگر ملک وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود مگر آنکه عنوانى را قصد کـرده بـاشـد که آن عنوان از بین برود، مثل اینکه باغ را براى تنزه وقف کرده باشد که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمى گردد.

ملکى که مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد، حاکم شرع یا متولى مى تواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا کند.

اگـر مـتولى وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفى که معین شده نرساند، حـاکـم شـرع امـینى را به او ضمیمه مى نماید که مانع از خیانتش گردد، و در صورتى که ممکن نباشد مى تواند به جاى او متولى امینى معین نماید.

اگر ملکى را براى تعمیر مسجدى وقف نمایند، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر نـدارد و انتظار هم نمى رود که تا مدتى احتیاج به تعمیر پیدا کند، مى توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدى که احتیاج به تعمیر دارد برسانند.

وقف کننده اگر ملکى را وقف کند که عایدى آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسى که در آن به مسجد اذان مى گوید بدهند، در صورتى که بدانند یا اطمینان داشته باشند که براى هر یک چه مقدار معین کرده، باید همان طور مصرف کنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد، باید اول مسجد را تعمیر کنند، و اگر چیزى زیاد آمد، بین امام جماعت و کسى که اذان مـى گـوید به طور مناسب قسمت نمایند، و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند.

پرسش و پاسخ های متداول در ارتباط با وقف

اگـر کـسـى چـیـزى رو وقف کنه، از ملک او خارج مى شه؟

خیر . اگـر کـسـى چـیـزى را وقف کنه، از ملک او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و کسى هم از آن ملک ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشکال ندارد.

اگرشخصی ملکى را براى وقف معین کنه و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمون بشه یا بمیره، وقف درسته؟

خیر.

کسی که مالی و وقف میکنه باید برای همیشه وقف کنه؟ میتونه واسه مدتی اون مال و وقف کنه؟

کسى که مالى را وقف مى کند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را براى همیشه وقـف کـنـد، و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده، صحیح نیست و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست .وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانى را وقف کند که عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید

میخواستم شرایط وقف کننده رو بدونم ؟

وقـف کـننده باید دارای این شرایط باشد: مکلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند، بنابر این سفیه (یعنى کسى که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف مى کند) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزى را وقف کند صحیح نیست.

وقف کننده اگر مالى را براى بچه اى که در شکم مادر ست و هنوز به دنیا نیامده وقف کنه درسته؟

صـحـت آن مـحـل اشـکـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند، ولى اگر براى اشخاصى که فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها براى کسانى که بعدا به دنیا مى آیند وقف نماید، اگرچه در موقعى که وقف محقق مى شود در شکم مادر هم نباشند، مثلا چیزى را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوه هاى او باشد و هر دسته اى بعد از دسته دیگر از وقف استفاده کنند، صحیح است.

  وقف کننده میتونه چیزی و برای خودش وقف کنه؟

وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانى را وقف کند که عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.

وقف کننده اگـر براى چیزى که وقف کرده متولى معین کنه،چه شرایطی داره ؟

باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند، و اگر معین نکند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف کرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد، اخـتیار با خود آنان است، و اگر بالغ نباشند اختیار با ولى ایشان است، و براى استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست.

وقف کننده اگر ملکى را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کنه، یا وقف کنه که منافع اون به مصرف خیرات برسه، در صورتى که براى آن ملک متولى معین نکرده باشه اختیار با کیه؟

اختیار آن با حاکم شرع است.

وقف کننده اگر ملکى رو بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف کنه که هر طبقه اى بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده کنن، چنانچه متولى وقف آن را اجاره بده و بمیره تکلیف اجاره چی میشه؟

 اجاره باطل نـمـى شـود، ولـى اگـر مـتولى نداشته باشد و یک طبقه از کسانى که ملک بر آنها وقف شده، آن را اجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نکنند، اجاره بـاطل مى شود. و در صورتى که مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مى گیرد.(مشاوره حقوقی)  اگـر کـسـى چـیـزى را وقف کند، از ملک او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و کسى هم از آن ملک ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشکال ندارد.

اگر ملک وقف خراب بشه از وقف بودن بیرون میاد؟

 اگر ملک وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود مگر آنکه عنوانى را قصد کـرده بـاشـد که آن عنوان از بین برود، مثل اینکه باغ را براى تنزه وقف کرده باشد که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمى گردد.

ملکى که مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشه چیکار باید کرد؟

حاکم شرع یا متولى مى تواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا کند.

اگـر مـتولى وقف خیانت کنه و عایدات آن را به مصرفى که معین شده نرسونه چه اتفاقی میفته؟

 حـاکـم شـرع امـینى را به او ضمیمه مى نماید که مانع از خیانتش گردد، و در صورتى که ممکن نباشد مى تواند به جاى او متولى امینى معین نماید.

اگر ملکى را براى تعمیر مسجدى وقف کنن، و آن مسجد احتیاج به تعمیر نـداره و انتظار هم نمى ره که تا مدتى احتیاج به تعمیر پیدا کنه، مى تونند عایدات اون ملک رو به مصرف مسجدى که احتیاج به تعمیر داره برسونن؟

بله.

وقف کننده اگر ملکى را وقف کنه که عایدى آن را خرج تعمیر مسجد کنن و به امام جماعت و به کسى که در آن به مسجد اذان مى گه بدن، در صورتى که بدونن یا اطمینان داشته باشن که براى هر کدوم چه مقدار معین کرده میتونن توی مقدار کم و زیاد کنن؟

خیر .باید همان طور مصرف کنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد، باید اول مسجد را تعمیر کنند، و اگر چیزى زیاد آمد، بین امام جماعت و کسى که اذان مـى گـوید به طور مناسب قسمت نمایند، و بهتر آن است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند.

وقتی واقف خودش را از زمان نگارش وقف نامه تا زمان فوت متولی بنامد ولی (همانطور که عرض شد): اولا: وقف عام باشد و ثانیا: در طی سالهای بعد و تا پس از مرگ قدمی در راه مقاصدی که در وقف نامه قید کرده برنداشته باشد.

آیا در وقف عام، متولی بودن خود می تواند به عنوان قبض تلقی شود؟ در ماده ۵۶ قانون مدنی گفته شده که قبض کننده وقف عام باید حاکم شرع باشد و در ماده ۶۲ گفته شده که می تواند متولی خودش باشد یا حاکم (ماده ۶۲ – درصورتی که موقوف علیهم محصورباشندخودآنهاقبض می کنند وقبض طبقه اول کافی است واگرموقوف علیهم غیرمحصوریاوقف برمصالح عامه باشدمتولی وقف والاحکم قبض می کند. ) در این حالت مشخص نیست که وفق ماده ۵۶ که قبض واقف را شرط می داند باید عمل کرد یا ماده ۶۲ که متولی را هم شایسته قبض می داند؟

ضمنا آیا عمل نکردن به آنچه در وقف گفته شده (به فرض صحت ظاهر قبض) می تواند دلیلی بر این باشد که نگارنده وقف نامه هنوز به قطعیت تصمیم نرسیده یا از آن بازگشته است؟

قبول وقف با قبض موقوفه متفاوت است.قبل از قبض توسط متولی ،موقوف علیهم و کسانی که قانونا حق قبض دارن باید وقف را قبول نمایند و سپس کسی که متولی قرار داده شده است میتواند قبض نماید.

شخصی املاک خود را طی وقف نامه ای دست نویس با امضای دو شاهد، ده سال قبل از مرگ وقف عامه و بخشی عواید آن را هم وقف خاص برای منظوری معین می کند و متولی را در زمان حیات خودش و بعد از آن دادستان کل قرار می دهد اما این وقف نامه را در جایی ثبت نکرده و به اوقاف هم نمی دهد بلکه در صندوق اختصاصی خودش نگه می دارد به گونه ای که بعد از مرگش پیدا میشود. ضمنا در زمان حیات هم هیچ اقدامی از اقدامات پیش بینی شده برای املاک وقفی خود را هم انجام نداده که نشانگر آغاز به کار تولیت باشد.

در این حال:

آیا قبض اتفاق افتاده یا براساس ماده ۵۶ قانون مدنی، باید قبض برای مصارف عامه حتما توسط حاکم شرع باشد؟

از آنجا که عملی دال بر تصمیم عملی فرد برای اداره موقوفات رخ نداده، می توان نتیجه گرفت که وی ضرورتا قبض را انجام داده؟

طبق قانون اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمیشود.چون وقف از عقود عینی است عین موقوفه باید به تصرف متولی یا موقوف علیهم داده شود و الا وقف باطل است.

فرد در زمان حیات می تواند در دارایی خود انواع تصرفات را بکند اما بعد از مرگ فقط نسبت به یک سوم آن حق دارد و می تواند آن را وصیت کند و نسبت به باقی در صورت رضایت ورثه نافذ است و در وقف بر عامه نیاز به قبول حاکم و قبض وی یا متولی وقف دارد و وقف خاص هم نیاز به قبول و قبض طبقه اول از موقوف علیهم دارد.

وقتی واقف خودش را از زمان نگارش وقف نامه تا زمان فوت متولی بنامد ولی (همانطور که عرض شد): اولا: وقف عام باشد و ثانیا: در طی سالهای بعد و تا پس از مرگ قدمی در راه مقاصدی که در وقف نامه قید کرده برنداشته باشد.

آیا در وقف عام، متولی بودن خود می تواند به عنوان قبض تلقی شود؟ در ماده ۵۶ قانون مدنی گفته شده که قبض کننده وقف عام باید حاکم شرع باشد و در ماده ۶۲ گفته شده که می تواند متولی خودش باشد یا حاکم (ماده ۶۲ – درصورتی که موقوف علیهم محصورباشندخودآنهاقبض می کنند وقبض طبقه اول کافی است واگرموقوف علیهم غیرمحصوریاوقف برمصالح عامه باشدمتولی وقف والاحکم قبض می کند. ) در این حالت مشخص نیست که وفق ماده ۵۶ که قبض واقف را شرط می داند باید عمل کرد یا ماده ۶۲ که متولی را هم شایسته قبض می داند؟

ضمنا آیا عمل نکردن به آنچه در وقف گفته شده (به فرض صحت ظاهر قبض) می تواند دلیلی بر این باشد که نگارنده وقف نامه هنوز به قطعیت تصمیم نرسیده یا از آن بازگشته است؟

قبول وقف با قبض موقوفه متفاوت است.قبل از قبض توسط متولی ،موقوف علیهم و کسانی که قانونا حق قبض دارن باید وقف را قبول نمایند و سپس کسی که متولی قرار داده شده است میتواند قبض نماید.موفق باشید.

شرایط وقف مال و اینکه می توان جز سهم الارث باشد؟

فردی زمینی را وقف کرده آیا بعد از فوتش ورثه از آن زمین ارث میبرند مراتب آن چگونه است . مراد از اینکه وقفی را برای شخص خاصی میکنند چیست و چگونه مثلاً پدری زمینی را وقف نوه اش کنند؟

در وقف از واقف فک مالکیت می شود به عبارتی مالکیت مال از واقف سلب می شود. وقف خاص یعنی مثلا شخصی یک قطعه زمین متعلق به خود را وقف نوه اش می نماید به این معنا که نوه ی او صرفاً حق استفاده از منافع آن مال را دارد نه اینکه مال به وی منتقل شده باشد.

ثلث چیست و چه تفاوتی با وقف دارد؟

اگر منظورتان ثلث باقی است باید به عرض برسانم ثلث باقی یعنی مالی غیر منقول که متوفی آن را از محل ثلث ترکه خود برای صرف امور خیریه معین می کند که منافع آن تا ابد به مصرفی که معین شده برسد.(مشاوره حقوقی) اما وقف مختص اموال غیرمنقول نیست و لزومی هم ندارد که از محل ثلث ترکه اختصاص داده شود و تفاوت بعدی در مصرف مال مورد وقف است که لزوماً نباید صرف امور خیریه گردد.

آیا می توان فرد محجور را به عنوان متولی مال موقوفه قرار داد؟

در قانون مدنی ذکری از شرایط تولیت به میان نیامده، اما از آنجا که به دلیل محجور بودن پدرتان امکان سهل انگاری و ارتکاب تعدی و تفریط نسبت به عین موقوفه از سوی ایشان وجود دارد، با اعتراض موقوف علیهم و با رسیدگی شعبه ی تحقیق اداره ی اوقاف و صدور حکم دادگاه، حسب مورد ممکن است ایشان معزول یا ممنوع المداخله تا زمان رفع ممنوعیت گردیده یا اینکه حکم به ضمّ امین داده شود.

متولی یک موقوفه باید برای موقوفه حسابدار و کارمند و دفتر داشته باشه منابع مالی این هزینه ها باید از کجا تامین بشه ؟ آیا از حق تولیت متولی کسر میشه یا از عواید کل موقوفه برداشت  می شه؟

هر گونه اقدامی که برای اداره امور موقوفه لازم و مستلزم هزینه باشد.از محل عواید موقوفه تامین می شود.

ملکی را چند سالییست که با توجه به وجود وقفنامه به صورت اجاره از متولی موقوفه به اجاره گرفتیم و در آن تأسیسات اداری بنا کردیم اخیراً اداره ثبت مدعی وجود سابقه ثبتی و عدم وقفیت ملک مذکور شده و از طرفی متولی جهت تجدید قرارداد اجاره مراجعه میکنه تکلیف اداره در خصوص تمدید قرارداد اجاره چیه؟

دادگاه صالح به این موضوع رسیدگی میکند و اختلاف بین اداره ثبت و متولی موقوفه فقط از طریق حکم دادگاه قابل حل است.

اخیرا وصیت نامه ای بدستمان رسیده که مربوط به ۱۲۰ سال قبل ست.در این وصیت نامه اجدادما زمینی نزدیک به یک هکتار را وقف کردند.اکنون زمین در تملک اوقاف ولی سند اوقاف در دفتر ثبت اسناد وارد نشده.دلیل ثبت نشدنش و نمیدونم!

اول: ما علیه اوقاف و این سند اقامه دعوا کردیم .با توجه به تجربه شما هزینه کردن  و ادامه پیگیری این مساله مقرون به صرفه ست؟ منظورم یک سوال کلی ست.با توجه به اینکه طرفمان اوقاف ست و ما مدرک قوی نداریم  و زمین هم وقف شده (دراین شکی نیست)ولی اوقاف و در تصرف ومالکیت زمین محق نمیدونیم و سند اوقاف هم قانونا ارزشی نداره.یعنی شرایط را چقدر به نفع یا ضرر ما میبینید؟

دوم:برفرض که ما تونستیم حتی اوقاف را کنار بزنیم با توجه به اینکه از اجدادمان هیچ شناسنامه ای نمونده و هیچ شاهدی هم عقلا نمیتونه نسبت ما را با اون مرحومین شهادت بده.دراین صورت چگونه میتونیم وراثت خودمون و ثابت کنیم؟

سوم: آیا یه نفر از وراث میتونه در صورت فراهم شدن شرایط بند ۱ و ۲ به تنهایی برای خودش اقدام کنه و سند بزنه(برفرض)؟به این دلیل که ادعا میکنه بیشترین هزینه و وقت و  برای این پرونده انجام داده ؟

تسلیم مال موقوفه به متولی آن مستلزم ثبت کامل عقد وقف در اداره ثبت اسناد و املاک میباشد.

قائدتا باید در دفتر وقایع کل اداره ثبت احوال قرابت شما ثبت شده باشد .

هریک از وراث در صورت داشتن گواهی حصر وراثت فقط امکان انتقال سهم خود را دارد.

درج اطلاعات ستاره دار (*) الزامی است.
verification
سبد عرضه و تقاضای نیکی

سبد عرضه و تقاضای نیکی

Item removed. Undo